X
تبلیغات
باشگاه کتاب - زندگی در پیش رو/ رومن گاری/ نشر بازتاب نگار/ ترجمه لیلی گلستان/ 222 صفحه/ 5000 تومان




















باشگاه کتاب


"آقای هامیل می گوید که بشریت ویرگولی است در کتاب قطور زندگی و وقتی پیرمردی چنین حرف چرندی می زند دیگر واقعا نمی دانم من چه می توانم اضافه کنم؟ بشریت فقظ یک ویرگول نیست! چون وقتی روزا خانم با آن چشمان جهودیش مرا نگاه می کند نه تنها ویرگول نیست، بلکه حتی تمام کتاب قطور زندگی است و من علاقه ای به دیدنش ندارم. برای خاطر روزا خانم دو بار به مسجد رفتم، اما فرقی نکرد چون مسجد به درد جهودها نمی خورد ... "

"زندگی در پیش رو" همان کتابی است که رومن گاری،نویسنده ،فیلم‌نامه‌نویس، کارگردان، خلبان جنگ جهانی دوم و دیپلمات فرانسوی، را برای دومین بار موفق به دریافت جایزه ادبی گنکور 1977 نمود. وی این رمان را با نام مستعار امیل آژار منتشرکرد .از این رمان، فیلمی نیز توسط Moshé Mizrahi درسال ۱۹۷۷ ساخته شده ‌است. گاری پیش از این جایزه گنکور را برای کتاب "ریشه های آسمان" در سال 1956 دریافت نموده بود .

شخصیت اصلی داستان پسری مسلمان به نام " محمد " است که :

" او بچه ای است که می بیند، خوب هم می بیند، تیز هم می بیند و همه را هم ضبظ می کند. همصحبت هایش یک پیرمرد مسلمان عاشق قرآن و عاشق ویکتور هوگو است و یک زن پیر دردمند. هرچند با بچه ها حرف می زند و بازی می کند، اما با آنها یکی نمی شود. در مجاورت آنها بچه نمی شود. او بچه ای است ساخته نویسنده .اما بچه ای به شدت پذیرفتنی و دوست داشتنی .

کتاب نیز به همچنین. در بیست صفحه اول کتاب محمد می خواهد همه چیز را به سرعت بگوید، پس درهم و برهم حرف می زند. می خواهد مثل بزرگترها حرف بزند، پس گنده گویی هایی به سبک بچه ها می کند. جمله بندی هایش گاه از لحاظ دستوری غلط است وحرف ها و مثالهایش گاه در کمال خلوص نیست. پرت و عوضی است! و گاه درک نشدنی. به همین دلیل ذهن خواننده در آغاز مغشوش می شود اما بعد به روش گفتار او عادت می کند و تمام پراکنده گویی های گاه گاه محمد را راحت می پذیرد ." – توضیحات پشت جلد –

محمد ، که  چیزی از پدر و مادرش نمی داند نزد زنی به نام " روزا خانم " پرورش یافته است. شرایط زندگی او به عنوان فرزندی نامشروع  دچار  چالش هایی است که برای کودکی در سن و سال او به راستی اندوهناک است. او خیلی بیشتر از همسالانش می داند و بیش از آنها می اندیشد. کودکی که در هنگامه بحران بلوغش سعی می کند بار سنگین مراقبت از کسی را که برایش حکم مادر دارد را، مثل یک "مرد" بپذیرد .

یک نصیحت: گرچه جلدش چنگی به دل نمی زند ، اما مطمئن باشید که پشیمان نمی شوید!

فرستاده شده توسط "مهشید موسوی"


برچسب‌ها: رومن گاری, نشر بازتاب نگار, لیلی گلستان
نوشته شده در شنبه یکم مهر 1391ساعت 0:21 توسط مدیر وبلاگ| |


Design By : Night Skin