عطر/ پاتریک سوزکیند/ رویا منجم/ انتشارات علم

در فرانسه ی سده ی هجدهم میلادی، مردی می زیست که یکی از با استعداد ترین و پلیدترین شخصیت های عصری بود که شخصیت های با استعداد و پلید کم نداشت ( متن کتاب)
این اولین باره که در مورد معرفی کردن یک کتاب شک دارم، اما به هر حال " عطر: داستان یک جنایتکار" کتابی است که نامش در لیست 1001 کتابی که باید قبل از مرگ خواند، دیده میشه...
از اونجایی که من بیشتر کتابخوانم تا فیلم بین، همیشه ترجیح ام بر این بوده که اگر فیلمی بر اساس یک کتاب ساخته شده، اول کتاب رو بخونم و بعد فیلم رو ببینم.....این قضیه تنها و تنها در مورد "عطر: داستان یک قاتل" صدق نمیکنه و اصلاً شاید همین موضوع باعث شده بر دیدگاه من در مورد این کتاب تاثیر بزاره، چون اتفاقا بر خلاف نظر همیشگی م که: کتابها دوست داشتنی تر از فیلم ها هستند، اینبار فیلم ساخته شده بر اساس این کتاب فوق العاده است.
عطر ، در نظر من، یک داستان خلاقانه ی دهشتناکه...اما نه آنقدر فوق العاده که انتظار میره و شاید این به خاطر بخشهایی از کتاب باشه که توصیفات نویسنده بیش از اندازه زیاد هست و همین موضوع خواندن کتاب را کمی خسته کننده میکند.
ژان باتیست گره نوی، که حس بویایی بسیار قوی داره، شخصیت اصلی یا همون قاتل داستان پاتریک سوزکیند ( شما بخوانید: زوسکیند، سوسکیند و حتا زوزکیند!) هست که البته خودش فاقد هر بویی هست، زمانی که ژان باتیست گره نوی راه و روش های عطر سازی رو یاد میگیره، به دنبال رایحه و عطری از فرشتگان میگرده، رایحه ای از عشق، و از همین جا سیر قتل های گره نوی شروع میشه البته قتل دختران " که الهام بخش عشق باشند، آنها تنها قربانیان او بودند " (ص204)
نکته جالب دیگه ای که وجود داره در این کتاب این هست که جز قتل هایی که گره نوی برای به دست اوردن آنچه میخواد انجام میده، در مسیر زندگیش ، از شروع با تولدش باعث مرگ مادرش میشه تا پایان ، بعد از جدایی با هر یک از آدم هایی که در ارتباط بوده، مرگ به سراغ آنها میره !
و البته خودش از همه ی بیماری ها جان سالم به در میبره و حتا اعدام!
نویسنده کتاب در کشوری زندگی می کرد که چهل تا پنجاه درصد مردمش در اثر عفونت مزمن مخاط بینی به علت رطوبت و سردی هوا، دارای حس بویایی بسیار ضعیفی هستند.( پیشگفتار)
این کتاب با ترجمه ی مهدی سمسار و توسط انتشارات لوح فکر نیز چاپ و منتشر گشته است !

پ.ن.حس بویایی آخرین حسی ست که از دست می رود (گذشته.اصغر فرهادی)
