و کوه طنین انداخت/ خالد حسینی/ ترجمهی مهگونه قهرمان/ نشر پیکان/ 416 صفحه/ 16500 تومان


مدتها بود که کتابی نخوانده بودم. البته تلاشهایی کرده بودم ولی هر بار پس از چند صفحه کتاب را کنار گذاشته بودم. گاهی به شوخی به دوستانم میگویم آخرین کتابی که خواندم قبل از اولین سریالی بود که دیدم. هر چند این جمله کاملا درست نیست ولی تاثیر تماشای سریالهای آمریکایی در کاهش و تا حدی به صفر رساندن مطالعهام، قابل کتمان نیست. روزگاری آشنا شدن با آدمهای جدید و زندگی کردن در کنار آنها و شریک شدن غمها و شادیهایشان، تنها از طریق رمانها ممکن بود. فیلمها هیچگاه نمیتوانستند جای داستانهای بلند را بگیرند. سرعت رخداد اتفاقات در فیلمها بیش از آن است که تماشاگر با شخصیتها آشنا شود و مدتی در کنارشان زندگی کند. اما سریالها این به عقیده من "نقیصه را ندارند. نیازی نیست در چند دقیقه تمام ابعاد شخصیتی آدمهای سریال به تماشاگر نشان داده شود بلکه آرام و به مرور زمان، تماشاگر را درگیر شخصیتها و داستانهایشان می کند.
اما چه شد که بر این تنبلی دیرین غلبه کردم و پس از قریب به دو سال، کتابی نسبتا حجیم را به دست گرفتم و یک شبه تمامش کردم؟ خالد حسینی! نویسنده افغان ساکن آمریکا که پیش از این هنر داستانگویی اش را در "بادبادکباز" و "هزاران خورشید درخشان" به اثبات رسانده بود. کتابهای خالد حسینی همگام با دنیا در ایران نیز بسیار پرفروش بوده است به گونهای که هر کتاب او را چند مترجم به فارسی برگرداندهاند. نثر ساده و صمیمی و خالی از هرگونه پیچیدگیهای زبانی آثارش باعث شده که حتی بسیاری از کسانی را که چندان با کتاب خواندن مانوس نبودهاند، به سوی خود جذب کند. البته ارتباط با شخصیتهای داستان برای مخاطب فارسیزبان بسیار آسانتر است و نیازی به بهخاطر سپردن اسامی سخت و نامانوس فرهنگهای دیگر ندارد.
و اما خود کتاب
"و کوه طنین انداخت" با یک داستان شروع میشود که صبور برای فرزندانش، عبدالله و پری تعریف میکند. داستانی که پس از چندی متوجه میشویم بیدلیل انتخاب نشده و این داستان آنقدرها هم که ابتدا به نظر می رسد، خیالی و دور از واقعیت نیست. مادر پری و عبدالله هنگام تولد پری از دنیا رفته و شاید همین باعث شده این دو دارای پیوندی عمیقتر از هر خواهر و برادر دیگری باشند. پیوندی عمیق و نامعمول که به دست سرنوشت گسسته میشود و ...
ولی این کتاب فقط داستان پری و عبدالله نیست. داستان داییشان نبی، نامادریشان پروانه و خواهرش معصومه و بسیاری افراد دیگر است که گاهی از زبان سوم شخص و گاهی از زبان خودشان نقل میشود. برخی از این افراد چندان ارتباطی به خط اصلی داستان ندارند و چه بسا اگر فصول مرتبط با آنها را کنار بگذاریم، ساختار داستان نه تنها دچار مشکل نشود، بلکه قدری هم بهبود یابد. داستان دکتر جراح زیبایی یونانی که از زبان خودش نقل میشود یا داستان پسر یکی از مجاهدین که پس از کنار رفتن طالبان در افغانستان به قدرت و ثروت زیادی رسیده است، از این دست است. هرچند از خلال بسیاری از این داستان ها که پیوند چندانی با خط اصلی داستان هم ندارد، خواننده با آنچه سالها بر سر افغانستان و مردمش رفته آشنا میشود. و البته هر کدام از این داستانها که هرکدام در فصلی جداگانه نقل میشود به خودی خود، گیرا و جذاب است. نگاه موشکافانه خالد حسینی به روابط میان انسانها و آنچه در ذهنشان میگذرد، کتاب را به اثری قابل تامل تبدیل کرده است:
" من پنجاه و پنج سال دارم. همه عمرم در انتظار شنیدن این حرفها بودم. حالا خیلی دیر شده؟ من و ماما بیش از حد زمان را تلف کردهایم؟ بخشی از وجودم میگوید که بهتر است مثل همیشه به زندگی خود ادامه دهیم. طوری رفتار کنیم که انگار نمیدانیم چقدر رفتارمان با هم بد بوده. به این ترتیب کمتر احساس درد میکنیم. شاید این تظاهر بهتر از این آتش دیرهنگام باشد. این نشانه کوتاه، لرزان و شکننده از رابطه عمیقی که میتوانست بین ما باشد. تغییر رویه حاصلی جز حسرت نخواهد داشت. به خودم می گویم حسرن خوردن چه فایده ای دارد؟ هیچ چیز را بر نمیگرداند. چیزی که ما از دست دادهایم قابل جبران نیست."
ترجمه مهگونه قهرمان نسبتا خوب و روان است. شاید برخی منتظر آمدن ترجمه های افراد نامآشناتری نظیر مهدی غبرایی باشند ولی اگر از من میشنوید، نیازی به این انتظار نیست و به خوبی میتوانید با این ترجمه ارتباط برقرار کنید و از خواندن آن لذت ببرید.