گريز دلپذير/ انا گاوالدا/ ترجمه الهام دارچينيان/ نشر قطره
«انچه ان هنگام زندگي ميكرديم، و هر چهارتامان از ان اگاه بوديم، اين بود: چيزي شبيه يك روز مرخصي اضافي حين خدمت ، كمي مهلت، فاصله بين دو پرانتز، يك لحظه لطافت. چند ساعتي كه از ديگران ربوده بوديم... تا چه زمان ياراي ان را خواهيم داشت كه اين چنين خويش را از بند روزمرگي برهانيم و جانانه نفسي تازه كنيم؟ زندگي هنوز چند روز مرخصي برايمان اندوخته بود؟ و نيز چند تا دماغ سوخته؟ چند تا دلخوشي كوچك؟ كي همديگر را از دست ميداديم و رشته ها چگونه ميگسستند؟ »
- بخشی از کتاب
با اين كه چند سالي بيشتر نيست كتابهاي انا گاوالدا بر روي پيشخوان كتابفروشيها قرار گرفته اما اكثر كتابخوانهاي حرفه اي او را و سبك نوشتنش را شناخته اند و به كارهايش علاقه مند شده اند. بعد از " دوست داشتم كسي جايي منتظرم باشد" و " من او را دوست داشتم" اين رمان كوتاه سومين اثر اين نويسنده است كه توسط الهام دارچينيان به خوبي ترجمه شده است.
گريز دلپذير داستان خواهر و برادراني است كه قيد عروسي يكي از اقوامشان را ميزنند تا همگي مثل دوران كودكي در كنار هم باشند و گريزي به دوران خوش قبل بزنند. گريزي دلپذير .
نويسنده حس نوستالژيكي كه راوي نسبت به همه چيز دارد را خوب القا ميكند و با لحني لطيف ان دوران را روايت ميكند و به همان خوبي سردرگمي در دنياي جواني و هنجارهاي شخصي را بازگو ميكند. ادم هاي كتاب خواهران و برادراني هستند كه سعي دارند پيوندشان را با چنگ و دندان هم حفظ كنند و از روزي ميترسند كه به هر دليلي از هم دور شوند. اتفاقي كه در دنياي ماشيني امروز به راحتي رخ ميدهد.
كتاب ترجمه ي روان و خوبي دارد و در اسفند 89 براي اولين بار به چاپ رسيده است.
پ.ن:با عرض شرمندگی و عذرخواهی بابت اپ کردن بی موقع. ترسیدم دیگه نت نداشته باشم. شرمنده محسن مدنی عزیز















