شاگرد قصاب

 

 

اول از همه باید بابت کم کاری خودم  ازتون عذرخواهی کنم . نمی دونم دقیقا علتش چیه ، با ابن که روز به روز داریم بیشتر تو دنیای مجازی غرق می شیم ، عادت کردیم که فقط از کمبود وقت گله کنیم . در حالیکه همین دنیای مجازی که از ته دل دوستش داریم و مدام ازش بد می گیم ، یه فرصت خوبه برای کتاب خوندن ، با کتابهای نو و متفاوت آشنا شدن و خلاصه به اشتراک گذاری تجربه های کتابخوانی .

البته این ها رو نگفتم که خدایی ناکرده خودم رو تبرئه کنم  . این روزا انگاری وبلاگ ها تبدیل شدن به صفحات گرامافون و پیج های اینستاگرام و لاین و امثالهم شدن تکنولوژی بلو – ری !!!!!!! اینو نوشتم تا به خودم گوشزد کنم ، تند تند ( تندتر از این !) معرفی کتاب بذارم ، که هر وقت اومدم تو وبلاگ از کم کاری خودم شرمنده بشم .

و اما کتاب " شاگرد قصاب " که دقیقا همین الان صفحه ی آخرش رو هم خوندم و با خودم گفتم : حیف که تموم شد ، اگه تا بی نهایت هم ادامه پیدا می کرد ، هرگز ازش خسته نمی شدم . کتاب معرکه ای بود . این کتاب جزء فهرست 1001 کتابی که پیش از مرگ باید خواند هم قرار گرفته ، ولی اگه من بودم اون رو جزء اولین کتاب تو لیست خوندنم  قرار می دادم .

کتاب با این جمله شروع می شود : "وقتی جوان بودم ، بیست یا سی یا چهل سال پیش توی شهر کوچکی زندگی می کردم که همه به خاطر کاری که با خانم نوجنت کرده بودم دنبالم می گشتند ... " و بلافاصله شما را پرت می کند وسط داستان  .

 شخصیت اصلی داستان  که در اصل جامعه ، دوستان و حتی خانواده اش او را طرد کرده اند ، نمونه ی شخصیت ها ی سیاه دوستداشتنی است که در ادبیات معاصر و کاراکترهای سینمایی ، کم نیستند . فرنسیس به صورت کاملا غیر مستقیم من را به یاد شخصیت مک مورفی در فیلم دیوانه از قفس پرید می اندازد . شخصیتی که شاید برای مطالعه ی روانشناختی عالی باشد ، که چگونه ذره ذره عناصر مختلف زندگی و دیدگاه و عواطف او را به ورطه ی نابودی می کشانند .

دو  عنصر در این کتاب واقعا چشمگیر ه و پاتریک مک کیب با استادی و تسلط خیره کننده ای انها را در طول داستان رهبری کرده . یکی سیر وقایع که با دید یک روانشناس حرفه ای ، شکل گیری یک جانی رو به تصویر کشیده و دیگری حس تعلیقی که سرتاسر داستان رو فرا گرفته و واقعا سرگیجه آوره .

دوست ندارم مستقیما راجع به داستان کتاب چیزی بنویسم ، کمااینکه در همه سایت ها و خبرگزاری ها می توانید خلاصه داستان را پیدا کنید و احتمالا در کنارش این عنوان به چشمتان میخورد که شاگرد قصاب در کمتر از یک ماه به چاپ دوم رسید .

شاگرد قصاب رو بخونید . مطمئنم شما هم مثل من از آشنایی با چنین نابغه ای ( مک کیب ) هیجان زده می شوید .

< بسیار پوزش می خواهم اگر در بخش هایی از متن از زبان محاوره استفاده کردم. >