زندگی منفی یک / کیوان ارزاقی / انتشارات هیلا / چاپ اول /247 صفحه / 9500 تومان
شورشی یک نفره علیه جامعه ی مردها

شاید بتوان گفت جزو نادرترین اتفاقات تاریخ به حساب می آید که من به غیر از کتاب های سیمین دانشور عزیزم ، نادر ابراهیمی و عباس معروفی ، کتابی از نویسنده های ایرانی انتخاب کنم . نه اینکه قصدم زیر سوال بردن هنر و دانش این عزیزان باشد ، به هیچ وجه . صرفا ذائقه ی کتابخوانی ام اینگونه شکل گرفته . اما در کمال تعجب این بار به قدری داستان به دلم نشست و به حدی شیفته ی شخصیت پردازی دقیق و در عین حال دوست داشتنی نویسنده شدم که به گمانم بهتر است تجدید نظری درباره ی ذائقه ی کتابخوانی ام انجام بدهم .
زندگی منفی یک ، روایت زندگی های هر روزه و عشق های هر ساعته است. داستان زندگی های پر رنگ و لعاب امروزی که هر قدر هم دهان پرکن باشند ، از محتوا خالی اند . داستان عشق و وفاداری و مردانگی و زندگی .
داستان ساده و نثر روان است . شخصیت ها محدود و در عین حال گره های کوچکی این جا و آنجای داستان رخ می نماید . ولی انصافا نویسنده در ایجاد حس همدلی استادانه کار کرده ، شخصیت ها به قدری آشنا هستند انگاری از جمع دوستان یا آشنایان شما انتخاب شده اند .
" صابر مثل جنینی در شکم مادر به خودش می پیچد . آرام و قرار ندارد . ملافه ی نازکی که به دست و پایش تابیده ، کنار می زند . بی تاب است .چند بار به چپ و راست می چرخد . پاهایش را در شکمش جمع می کند . روی تخت مچاله می شود . برمی گردد طاق باز می خوابد . دست و پایش را باز می کند . عرق کرده ، بدنش خیس شده . خیسی سر و گردنش ، ردی روی بالش انداخته . هوای اتاق خواب گرم است ولی نه آن قدر که رکابی به تنش بچسبد .
صدای گریه ی تارا به گوش می رسد . یکی از مردها موی تارا را در مشت می گیرد . تارا ضجه می زند . صورتش خونین است . مرد از سر شهوت می خندد . صدای خنده اش توی خرابه می پیچد . صابر داد می زند . صدایش به گوش هیچ کسی نمی رسد . مرد موهای بلند تارا را د.ر دستش می پیچد ..." 170

