خواب در فنجان خالی/ نغمه ثمینی/ نشر نی/ چاپ اول/ 2500 تومان
"ماه لیلی- ... با خیال آسوده می گویم که در فرنگ به تحصیل طب مشغولیت پیدا کرده ام.
فرامرزخان- ظریفه تر از آن هستید که طب بخوانید.
ماه لیلی- خام خیالی بود. به تصورم برمی گردم و کمک حال این رعیت می شود. لیک افسوس هر روز که می گذرد بیش از قبل در می یابم که گره کور این ملت با این قبیل فنون و علوم باز نمی شود. خانه از پای بست ویران است آقا! مشکل ما یک مشکل چند هزار ساله است. یک قلمش ادبیات که این همه سنگش را به سینه می زنیم. زمانی که فرنگی ها به سرئدن پیس های کریتیکال مشغولیت داشتند، ما چه کردیم جز لغلغه ی یک مشت لاطائلات در باب وصل و هجران و مجیز شاهان شکم چران شهوتران!؟"- ص66
کارها و آثار نغمه ثمینی همیشه حال و هوای پنج دری و شلیطه و چای در استکان کمر باریک و سیاست کرم خورده می دهند! البته نه خود سیاست بلکه تاریخ سیاست بی کفایت شاهان قاجار و قصه ی مشروطه خواهی! وقتی "شکلک" و "خواب در فنجان خالی" را خواندم، تصویری مشابه در ذهنم نقش بست:
"دخترک سیه چشم ابرو کمند شلیطه پوشی که با یک ظرف پر از هندوانه سرخ و خنک وارد اتاقی می شود که آفتاب ظهر تابستان طرح شیشه های رنگارنگ شش ضلعی را روی قالی دستباف تبریز انداخته!"
نمی دانم چرا، ولی این حال و هوایی است که من همیشه هنگام چرخ زدن در کاخ گلستان هم دچارش می شوم. احتمالا نغمه ثمینی هم از این حال و هواها زیاد تجربه کرده که بیشتر نوشته هایش همین نوستالژی ملموس را به تصویر می کشد.
دکتر نغمه ثمینی، نمایشنامه نویس، متولد 1352 در ایران، دارای دکترای پژوهش هنر (اسطوره و درام) است. از او تاکنون هفت نمایشنامه و دو کتاب پژوهشی منتشر شده است. همچنین بیش از ده نمایشنامه از جمله "شکلک" و "خواب در فنجان خالی" در ایران و نیز کشورهای دیگر از جمله هندوستان و انگلستان و فرانسه بر صحنه رفته است . وی در سال 82 در مقام فیلمنامه نویس مشغول به کار شد. از فیلمنامه های او که برخی به صورت مشترک نوشته شده می توان به "خون بازی" ، "حیران" و "سه زن" اشاره کرد.
خواب در فنجان خالی، در 8 تابلو و با 6 شخصیت (3بازیگر)، داستان زندگی و مردگی فرامرز خان و ماه لیلی و ماهرخ است که در قالب فرامرز و قاعمه و مهتاب ظهور می کنند تا بازتاب گذشته شان را بنمایانند. "فرامرز، عکاس یک روزنامه است و به سبب چند عکس مورد تعقیب و تهدید. مهتاب پرستار است و از این آشفتگی فرامرز نگران اما دلیل آن را نمی داند. آقا عمه پیرزنی است که آنها منتظر مرگش اند تا این قصر را به منزله ی میراث، نصف کرده و از هم جدا شوند."- ص98
این نمایشنامه پس از شرکت در بیستمین جشنواره تئاتر فجر، به مدت یک ماه در خرداد و تیر 1382 در تالار قشقایی با بازی پانته آ بهرام، مریم کاظمی و احمد ساعتچیان و کارگردانی کیومرث مرادی، به روی صحنه رفت.