خاطرات صددرصد واقعی یک سرخپوست پاره وقت/ شرمن الکسی/ رضی هیرمندی/ انتشارات افق
پیش تر ها، شرمن الکسی را با اشعارش میشناختم:
خواب دیدم که قبر تو را می کندم
با دستان برهنه ام، چهره ات را لمس کردم
و نوارهای باریک پوست به زمین ریختند
تا تنها زبان ات به تمامی، دست نخورده بماند
هفت روز آویزانش کردم
تا دودی اش کنم با گوشت آهو. سفت و روغنی شد
و محکم چسبید به رگ و پی زبانم. برخاستم
به قصد برهنه گام زدن در آتش
من به انگلیسی حرف زدم.چیزیم نشد.
و بعدها در کتاب "خوبی خدا " داستان کوتاه : تو گرو بگذار، من پس میگیرم، را از او خواندم.همان کتابی که در بخشی از معرفی شرمن الکسی نوشته است: تازه ترین رمانش به نام یادداشت های روزانه کاملا واقعی یک سرخپوست پاره وقت را انتشارات لیتل براون در سال 2007 چاپ خواهد کرد.
رمان فوق العاده ای که همین چند لحظه پیش خواندنش را تمام کردم و گفتم: چه حیف که تمام شد! بعضی کتابها نباید تمام شوند...میدانی؟ -نباید!

شرمن جی الکسی جونیور در اکتبر 1966، با عارضه ی آب آوردگی مغز،متولد شد. شرمن در شش ماهگی زیر عمل جراحی مغز رفت که امیدی به زنده ماندنش نبود. او که در اردوگاه سرخ پوستان زندگی می کرد ،در نوجوانی تصمیم گرفت دوره دبیرستان را خارج از اردوگاه بگذراند.او تنها سرخپوست دبیرستان بود و از لحاظ درسی گوی سبقت را از دیگران ربود و ستاره تیم بسکتبال مدرسه شد ! ( شما هم اگر کتاب را بخوانید متوجه خواهید شد که چرا این اطلاعات را از شرمن الکسی در اینجا آورده ام )
این کتاب پر از ویژگی های خوبه: طرح روی جلد خوب، ترجمه ی خوب، سیر داستانی خوب، کاریکاتورهای خوب، آغاز خوب، پایان خوب و اصلا سرخپوست خوبی که انگار واقعا بلد است چطور میشود دل سفید پوست ها را برد !
شاید بیشتر ما کتابهایی خوانده باشیم از آنچه که به سیاه پوست ها گذشته...یا حداقل این موضوع در مورد من صادقه.اما این بار آن رنج ها و تفاوت ها از زبان یک سرخپوست بیان میشود.و حتا اگر موضوع کتاب بکر و دست نخورده هم نباشد، آنقدر نویسنده خوب داستانش را پیش می برد که خواننده- حتا وقتی سرخپوست نیست- مجذوب روایتش میشود. روایتی که صد در صد، واقعی ست !
بخوانیم از پشت جلد:
جونیور، کاریکاتوریست نوجوان در اقامتگاه سرخپوستان زندگی میکند.او با گرفتاری های جورواجور جسمی به دنیا آمده. اطرافیانش – جز دوست یک دل و یک رنگ او- مرتب آزارش می دهند.جونیور به قصد آموزش بهتر،اقامتگاه را ترک می کند و به مدرسه ای تمام سفید پوست در شهرک مجاور می رود. قوم و قبیله اش به او که نخواسته هم رنگ جماعت باشد لقب خائن می دهند و دردسری تازه شروع می شود.
شرمن الکسی زندگی واقعی اش را دستمایه قرار داده و جهانی شگفت و تامل برانگیز آفریده که با طنزی یگانه، خوانندگان سنین مختلف را به گریه و خنده وا میدارد.

قبلنا فکر میکردم دنیا از رو قبیله ها تقسیم میشه.قبیله ی سیاها و قبیله ی سفیدا.قبیله ی سرخ پوستا و قبیله ی سفید پوستا. ولی حالا می فهمم درست نیس.دنیا فقط به دو تا قبیله تقسیم میشه: قبیله ی آدمایی که بی شعورن و قبیله ی آدمایی که بیشعور نیستن. ( متن کتاب)
خاطرات صد در صد واقعی یک سرخپوست پاره وقت، برنده ی جایزه ی کتاب ملی آمریکا و کتاب پر فروش نیویورک تایمز شد.
پ.ن شعر ( زبان) برگردانی بود از دومان ملکی ( ماهنامه گلستانه.شماره 81)