24 آبان ، روز كتاب و كتابخواني
امروز به عنوان روز كتاب و كتابخواني نامگذاري شده و شايد بهانه ي خوبي باشه براي فكر كردن به كتاب هايي كه مي خواستيم بخونيم و نخونديم و يا كتاب هايي كه فكر ميكرديم بايد بخونيم و نخونديم و مهمتر ، فكر كردن به اين كه همين كتابايي كه خونديم چقدر تو زندگيمون تاثير داشته، تو ديد و تفكرمون، و چند تا از كتابايي كه خونديم ،اصلا چيزي داشتن براي فكر كردن و فهميدن و چند تا فقط بدرد فيلمنامه ي يك فيلم پرفروش فانتزي مي خوردند. روند زندگي روزمره مون شايد داره يك زنگ خطر رو به صدا در مياره كه داريم كم كم توي هياهو و سرسام زندگي مدرن گم مي شويم و گم مي كنيم خودمونو ، زندگي مدرني كه همه چيزو حاضر و آماده مي خواد، بدون فوت كمترين وقت و صبري نداره حتي به اندازه يك كتاب. در اين بين اگر صفي هم براي خريد كتابي بوجود مياد چيزي از نوع هري پاتره ،هري پاتري كه اين روزها «بادبادك باز» و كتاب هاي كوئيلو و ماركز هم بهش اضافه شده و يا «ناطور دشت» و «مزرعه حيوانات» كه بايد تو كتابخونه هر كسي باشه.و اگر بخوايم با خودمون صادق باشيم بايد گفت كه حتي چاپهاي متعدد « عاليجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری» هم بيشتر ناشي از يك هري پاتر سياسي بود تا «عطش ماندگار يك فرهنگ مكتوب» .
پ.ن. : بعد از اينكه اين مطلبو نوشتم تعدادي از دوستان گفتند كه منظور تو از اين نوشته اين بوده كه كتابايي كه اسم بردي سطحي و كم محتوا هستند، در جواب بايد بگم كه به هيچ وجه چنين منظوري نداشتم و اگه چنين چيزي از اين مطلب استنباط مي شه منو ببخشيد ، حتي بايد بگم كه مثلا ناطور دشت جزو يكي از بهترين رمانهايي كه تا به حال خوندم و يا مزرعه حيوانات كتاب فوق العاده اي بود (در جواب مجيد خان) ، ولي يك سئوال داشتم: اگه تو جامعه ي ما چنين رويكرد همه گيري به سمت كتاب هاي خوب و گرانقدر وجود داره پس چرا آمار كتابخوني جامعه ي ما نسبت به كشورهاي ديگه اينقدر پايينه ؟!
