مدت زیادی نبودم. حالا هم نیومدم که باشم، فقط اومدم به عنوان مهمون سری بزنم. هیچگونه فروتنی کاذبی هم تو حرفام نیست . البته دست خالی نیومدم. یه هدیه ناقابل: " خرده جنایت های زناشوهری"!

برای من با این همه کتاب های نخونده و نیمه خونده خریدن کتاب جدید تا حدودی احمقانه س البته فقط تا حدودی! کتاب تو لیست پر فروش های کتابفروشی نشر چشمه بود. کم حجم و ارزون. دیگه چی از این بهتر؟!

معرفی پشت جلد: " ژیل بر اثر حادثه ای مرموز دچار فراموشی می شود. همسرش لیزا او را به خانه می آورد ولی ژیل حافظه اش را از دست داده است و سعی می کند از صحبت ها و تعریف های همسرش، گذشته را بازسازی کند و هویت خود را باز یابد. اما آیا لیزا به او دروغ نمی گوید تا تصویر دیگری از زندگی زناشویی شان ارائه دهد؟ اصلا این زن کیست؟ آیا حقیقت دارد که همسر اوست؟ خرده جنایت های زناشوهری داستان زوجی است در پی حقیقت. در این نمایشنامه اریک امانوئل شمیت با طنزی سیاه، تحلیلی ظریف از دلداگی و زندگی زناشویی ارائه می دهد و خواننده را متحیر و شگفت زده هر لحظه غافلگیر می کند.

معرفی به سبک تینا صادقی: کتاب رو که باز می کنی زمین نمی ذاری تا تموم شه. بین خطوط کتاب شنا می کنی، کلمات رو مثل گوسفند می خوری و بع بع می کنی!!! ( حین خوندن کتاب دوست داشتم لحظاتی چشمامو ببندم و خودمو به جای ژیل فرض کنم. لیزا اسم رمانتیکیه! لیزا واقعا اسم رمانتیکیه!!!)

معرفی به سبک یسنا یوسفی وقتی اخترک بود: من امروز پیاده روی می کنم. بی خیال تاکسی. شما چطور؟!

معرفی به سبک جواد رئیسیان زاده: نمی دونم اریک امانوئل شمیت رو می شناسین یا نه؟ اگه نمی شناسین باید بگم من هم نمی شناسمش ولی پشت کتاب نوشته جایزه تئاتر فرهنگستان فرانسه سال 2001 به وی اهدا شد.

لیزا   اگه اشتباه نکنم دارین روی ماشین من استقراغ می کنین.

ژیل   متاسفم.

لیزا   نه،نه ادامه بدین. به هر حال از رنگش متنفرم. همیشه دلم می خواست منحصر به فرد باشه.

ژیل   حالا دیگه کاملا تکه!

...

ژیل   چه جور زنی هستین؟

لیزا   باب طبع شما؟

ژیل   درسته. با هر جمله پشتم عرق می کنه. احساس می کنم مغزم خواب رفته، تمام عوارض بیماری ای که بهش خواطرخواهی می گن به سراغم اومده.

لیزا   متاسفم، ولی علاجش دست من نیست.

ژیل   خود شما علاجین. ...

صد البته نباید قیمت هدیه رو پرسید ولی خیالتون راحت. حدود همون یه بار تاکسی سواریه!