سفر به گراي 270 درجه/احمد دهقان/چاپ پنجم/انتشارات سوره مهر

 

نسل ما - نسل بعد از جنگ - هيچ شناخت بي واسطه‌اي از جنگ ايران و عراق ندارد و آنچه از اين هشت سال مي‌داند حاصل  خواندن و شنيدن نوشته‌ها و گفته‌هاي ديگران است.اما در اين ميان بعضي از نوشته‌ها هستند كه مي‌توانند تصويري نسبتا روشن از واقعيت جنگ - يعني همان چيزي كه مردم كشور با تمام وجودشان آنرا تجربه كرده‌اند- به ما نشان بدهند. يكي از اين نوشته‌ها كتاب «سفر به گراي 270 درجه» نوشته احمد دهقان است.

شخصيت اول داستان نوجواني است كه امتحانات مدرسه را رها مي كند تا براي روزهاي عمليات خودش را به جبهه برساند و خواننده را به همراه خود به جبهه‌ها و زير خمپاره و تركش و بمباران مي‌برد.خواننده داستان از يك سو با تصاويري هولناك از پيكر‌هاي مجروحين و شهدا مواجه مي‌شود و از سوي ديگر با شخصيت رزمندگان و طرز رفتار آنها در اين موقعيت آشنا مي‌شود. رزمندگان در اين كتاب انسان‌هايي زميني معرفي مي‌شوند با تمام ضعف‌ها و قوت‌هاي يك انسان عادي، انسان‌هايي عادي كه در وقت نياز كاري غير عادي انجام دادند و با فداكاري كشور را حفظ كردند. اما افرادي را هم مي‌بينيم كه حتي در اين موقعيت به چيزي جز راحتي خودشان فكر نمي‌كنند.

 

«سفر به گراي 270 درجه» در كنار «زمين سوخته» اثر احمد محمود و «شطرنج با ماشين قيامت» نوشته حبيب احمدزاده از بهترين رمان‌هايي است كه درباره‌ي جنگ ايران و عراق نوشته شده است.

 

         «سجاد»   

           

حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه

 

 طبق عادت همیشه کتاب کوتاه و بی نظیری را به لحظه هاتان هدیه می کنم تا سر شار از آغازها شوید :

 

حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه

مجموعه داستان کوتاه  مصطفی مستور
تهران، نشر چشمه ،چاپ پنجم 1385
6 داستان کوتاه در 65 صفحه
با قیمت900 تومان
فردا صبح پیاده روی می کنیم تاکسی را فراموش می کنیم تا با عشقی این شکلی روزمان را به شب برسانیم

عشقی بی شین بی قاف بی تقطه

بهترین ها از آن شما باد با نقطه یا بی نقطه

 

   « اخترك ۰۰۹۸ »

تجربه مدرنیته /ترجمه :مراد فرهاد پور

 

    می گویند تاریخ مدرنیته 3 مرحله را پشت سر گذاشته است و امروز در اوج شکوفایی خود به سر می برد این در حالی است که به گفته صاحبان فن ما ایرانیان هنوز در مرحله نخست به سر مي بریم و شاید تازه در شرف پا گذاشتن به مرحله دوم باشیم . از این روست که همه ما گرچه تا حدودی با دستاوردهای  جهان مدرن آشناییم ( والبته بالتبع وحشت ها و دهشت های آن را نیز در همان حد میشناسیم ) اما در حقیقت مدرنیته را به درستی نشناخته ایم .کتاب" تجربه مدرنیته " یکی از بهترین کتاب هایی است که می تواند ما را در این شناخت یاری کند تا شاید بتوان از این دیرکرد تاریخی فرصتی ساخت و با شناخت بیشتری وارد عرصه زندگی مدرن شد .

      

     نویسنده درفصل های مختلف این کتاب به تحلیل تفاوت های میان اضلاع مثلث "مدرنیزم" / "مدرنیزاسیون" /"مدرنیته"  می پردازد و از تاریخ مدرنیته می گوید اما  از آن جا که کتاب را برای درک عموم مردم نوشته است هرگز به دام تحلیل  های خشک جامعه شناسانه از الفاظ و عبارات  نیفتاده و این همه را با نقد وتحلیل داستان و شعر و رمان در می آمیزد تا به صورت داستانی جذاب و نفس گیر درآید و خواننده ی بی حوصله ی امروز را با خود همراه  کند.( کاش برخی از نویسندگان امروز جامعه ما نیز کمی از قله تنهایی نظرات کارشناسانه خود فاصله می گرفتند و نوشتن در سطح عامه مردم را کسر شآن خود نمی شمردند چرا که با زبانی" ساده و قابل فهم" و"جذاب و گیرا" نیز می توان حتی  برای غیر کارشناسان کارشناسانه سخن گفت و راستی مگر نه این است که ما هر یک در غیر از رشته تخصصی خود جزء "عامه" مردم هستیم و نیازمند زبانی ساده و پر جذبه تا در مباحث تخصصی دیگر ما را به خود جذب کند و اندکی بر دانایی مان بیفزاید. نظرات کارشناسانه برای مجالس کارشناسانه وسمینارها خوب است و صد البته لازم اما برای عموم جامعه.........  چه خوش گفته اند"هر سخن جایی وهر نکته مکانی دارد")

 

   من کتاب "تجربه مدرنیته"را اولین بار به زبان نامادری خواندم و هنگامی که ترجمه فارسی آن را دیدم راستش خیال  خواندنش را نداشتم ولی روانی ترجمه ای که "مراد فرهاد پور " به آن همت گماشته بود بار دیگر مرا تا انتهای کتاب برد تا مدرنیته را از شیرینی زبان مادری نیز تجربه کنم .با خود گفتم حیف است دعوت به این شیرینی خوران را در باشگاه پر شهد کتاب که دوستانمان به راه انداخته اند ننویسم(امیدوارم هر کجا هستند هرگز خستگی بر تنشان نماند)

 

      «الما»

 

بارون درخت نشین / ایتالو کالوینو / ترجمه ی مهدی سحابی

 

  گاهی وقتها ادم ها ملزم به انجام و رعایت کارهایی میشوند که هیچ علاقه ای به ان ندارند و تنها برای این که هنجار شکن شناخته نشوند و در جامعه خود سرکوب نشوند تن به انجام ان میدهند.اما گاهی وقتها همین ادمها تحملشان سر می اید و دست به شورش میزنند.

  کوزیمو پسر بارون ارمینیوس لاوروس دو روندو که به خاطر زندگی در خانواده ای سنتی گرفتار قید و بند هایی دست و پا گیر و گاهی ازار دهنده شده است سرانجام در سن دوازده سالگی به نشانه اعتراض به خانواده دست به اقدامی به ظاهر غیر عملی میزند . او تصمیم میگیرد بالای درخت برود وتا اخر عمر انجا بماند و هرگز پایین نیاید.

  کوزیمو در بالای درخت به دنبال ازادی و داشتن زندگی بی قید و بندی میرود که البته به مرور زمان باعث تغییر نگرش او نسبت به دنیا میشود. نگرشی که شاید به سبب دور بودن از زمین و داشتن دیدی وسیع تر به ان دست میابد . البته زندگی در بالای درخت باعث دور بودن کوزیمو از اجتماع خود نمیشود حتی او را به فردی فعال تبدیل میکند. 

  ایتالو کالوینو نویسنده ی مشور ایتالیایی بارون درخت نشین را به عنوان یکی از قسمت های سه گانه (نیاکان ما) که شامل کتاب های  ویکنت شقه شده ، بارون درخت نشین و شوالیه نا موجود  است نوشته . این کتاب از انتشارات نگاه است.

 

  

حوض سنگي/ سعيد هنرمند

 

 

  حوض سنگی از حوضه ی (ببخشید از حوزه ی) ادبیات داستانیه." سعید هنرمند" با شگردهای داستان نویسی امروز دست به کاری فوق العاده زده و داستان زندگی چند نسل رو با محوریت یک شخصیت زن به تصویر کشیده و الحق که داستان گیرایی هم خلق کرده. حوض سنگی داستانیه از  آرمانگرایی ،ستم کشی و آوارگی  چند نسل (راستی به نظر شما چرا همیشه نتیجه آرمانگرایی های ما باید ستم کشی و آوارگی باشه؟ ) داستانی که حکایت های زیادی رو با خودش به همراه داره از عشق گرفته تا بی پناهی ،تعصب های کور ،عقب ماندگی ها ،خوار شمردن زن ،خشونت عام ،خشونت جنسی ،مبارزه سیاسی و مطبوعاتی و سرنوشت انسان های فهیم در خشونت بی حد و حصر زندان ها .

رویدادهای این داستان از سال های پیش از 1357 شروع میشه و تا همین اواخر هم ادامه پیدا میکنه. شخصیت اصلی داستان "اختر" زنی پرشور و ساختار شکنه که تمام زندگیش در عشق و عاشق بودن خلاصه میشه. زنی که از بد روزگار گرفتار همسری خشن ،بدگمان و فحاش شده. اختر دو فرزند به دنیا میاره. هر دو حاصل دو بار کتک خوردن ،بیهوش شدن و کام گرفتن همسرش (احمد) از او در حالت بیهوشی. او از خونه ی شوهرش به خونه ی پدری فرار میکنه در حالی که هیچ کس جز یکی از برادرانش حاضر نیست باور کنه که اختر برای بار دوم از شوهرش بار گرفته و در حالی پسرشو به دنیا میاره که بار اتهام حرامزاده بودن فرزندشو به دوش میکشه.و این تازه آغاز ماجراست. سرنوشت انگار برای اختر و پسرش بازی های زیادی در آستین داره........ اختر به میدان مبارزه کشیده میشه ،دوباره شوهر می کنه و در خلال این مبارزه اتفاقاتی برای اون و همسر دومش می افته و...........دیگه باید بقیه داستانو خودتون بخونید. باور کنید ارزش خوندنشو داره .

       «شيرين  ايران منش»

سياست ملي كتاب / ترجمه: محمد جعفر پوينده

 

   

  بعد از خوندن متن 24  آبان روز كتاب و كتاب خواني و به خصوص نظرات يكي از دوستان به نام آقاي مجيد كه به نظر مي رسيد سعي داره خيلي مو شكافانه وارد بحث بشه مي خواستم از اين دوست نكته سنجمون بخوام تا اگه با كتاب "سياست ملي كتاب " آشنا نيستن حتما يه نظري به اين كتاب داشته باشن، اما بعدا با خودم گفتم خوب اين چه كاريه؟ اين بنده هاي خدا كه وبلاگشون درباره همين معرفي كتابه ديگه خوب يه دفه اين كتابو براي وبلاگشون معرفي كن خلاصه اينجوري شد كه دست به كار شدم:

 

 "سياست ملي كتاب " به هيج وجه يه كتاب تقليدي يا يه نسخه نظري صرف و يا به قول من يه سري فلسفه بافي هاي بيهوده ! نيست بلكه يه  كتاب كاربرديه و درواقع همون طور كه از اسم كتاب هم پيداست يه راهنماست براي تبيين گام به گام اين كه چرا و چطور بايد عمل كرد تا به نتيجه ي مطلوب كه همون "توسعه ي كتاب وكتاب خوانيه"برسيم.نويسنده  اولش  يه بررسي اجمالي داره روي مجموعه ي عناصري كه روي كتاب وكتاب خوني موثرن و تو اين بررسي نشون ميده كه اين مجموعه مثل يك حلقه ي به هم پيوسته است كه در صورت ناهماهنگ بودن نمي تونه عملكرد مطلوبي داشته باشه  به عبارتي تاكيد داره كه تلاش هاي پراكنده هر چند كه ارزشمندن اما براي هميشه تداوم ندارن از اون جمله به افتتاح كتاب خونه ها ،اجراي برنامه هاي كتابخواني ،جايزه هايي كه براي تشويق به پديدآورنده ها داده ميشه و.......اشاره ميكنه و با نشون دادن اينكه اين كارها يا كم اثرن يا تداوم ندارن نتيجه ميگيره كه براي هماهنگ كردن اين حلقه ي به هم پيوسته ،هر جامعه اي نيازمند داشتن يه "قانون كتابه" و میره سراغ اینکه منظور از این قانون کتاب چیه و اصلا با قانون های دیگه فرق میکنه یا نه و چطور باید به وجودش آورد و برای به وجود آوردنش باید چه چیزایی رو در نظر گرفت و........

در انتهای کتاب هم پیوستی داده شده  که هر کشوری با توجه به مقتضیات فرهنگی و شرایط نهاد های فعالش چه طور می تونه یه سیاست ملی کتابو برای خودش طراحی کنه.

مترجم ارزشمند و فرهیخته کشورمون آقای محمد جعفر پوینده (آذر ماه نه سال پیش پوینده به تیغ کج فهمی عده ای رخت از دیار خاک بست ،یادش گرامی و روحش شاد ) به ابتکار خودشون پیوستی به نام "منشور کتاب " هم در آخر کتاب اضافه کردن. این منشور در سال جهانی کتاب از طرف یونسکو به تصویب رسید و به نظر مترجم حاوی مطالبیه که هنوز هم میتونن راهگشا و کارساز باشن.

در پایان باید بگم که این کتاب علاوه بر اینکه به دلیل متن ساده وترجمه روانش برای همه قابل فهم و مفیده از نظر پیوست های تخصصی آخر کتاب درباره نحوه تنظیم  "سیاست ملی کتاب" هم میتونه مورد توجه کارشناسان فرهنگی هم قرار بگیر ، هامیدوارم.

 

«         شیرین  ایران منش»

 

زمزمه عشق/لطف الله میثمی/نشــر صمـديـه

 

 

  علاقه ام به مسایل اجتماعی وتاریخی بود که مرا با نشر صمدیه و نوشته های آقای میثمی آشنا کرد.  کتمان کردنی نیست که در این یکسالی که جذب مطالعه در باره فضای اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی بزرگ ترین رویداد تاریخ ایران یعنی انقلاب 57 شده ام ،نگرش ها وسطح بینش من دچار تحولات عمیقی شده است. بعد از اینکه دوست خوبم شیرین وبلاگ شما را معرفی کرد تصمیم گرفتم تا از طریق دریچه ای که شما دوستان عزیز به روی کتاب و کتاب خوانی باز کرده اید آنچه را که در شیرینی مطالعات خود یافته ام با شما به اشتراک بگذارم. پس از معرفی کتاب «یادی از یاد آور علی میهن دوست» حیفم آمد که در کنارش با کتاب «زمزمه عشق» آشنا نشوید. این کتاب که حاصل تاملات تنهایی زندانیان سیاسی آن سال ها در سوره های قرآن و دعای کمیل است، شاید روشن ترین ترسیم از فضای فکری پاک وبی آلایش مبارزان آن دوره است. با هم بخشی از پیشگفتار این کتاب را بخوانیم:

حاصل نه ماه زيستن در سلولهاي انفرادي اوين و رجاييشهر ـ از آبان 1361 تا مرداد 1362ـ در شرايط هولناكي كه به كنايه در وصف آن ميگفتند «عمودي ميآيي و افقي ميروي»، حفظ سوره يوسف و دعاي كميل بود.لحظه هايي كه ياري جستن از خدا را جز در زمزمه هر روزه اين دو و تأمّل در آنها نميديدم و...

اندكي پس از آزادي به همّت دوستان، طي جلساتي به توشه گيري از دعاي كميل پرداختيم.

اين فرازها، مجموعه برداشتهايي از دعاي كميل است كه طي 12 جلسه در مجلس دوستان مطرح شده و اكنون به رهروان علي(ع) و شيفتگان راه او پيشكش ميشود. باشد كه با مجموعه انتقادها و پيشنهادهاي خود در باروري اين مجموعه ياريمان كنيد. جا دارد صميمانه ترين سپاس خود را تقديم بزرگواراني كنم كه در سير اين جمع آوري با ريشه يابي لغات از منابع مختلف گرفته تا ارائه پرسشهاي موشكافانه و پياده كردن نوار و پاكنويس كردن و...؛ دستان گرم و پربركتشان مرا ياري دادند.

 

          

     با سپاس  «الما»

 

یادی از یادآور علی میهن دوست/لطف الله میثمی/نشــر صمـديـه

 

مطالعه تاریخ معاصر ایران آشنایی با فراز و نشیب های زندگی یک ملت است به ویژه اگر به گونه ای جذاب و دلنشین بتوان آن را در خلال داستانواره ها و یا نقل دلنشین خاطرات مبارزانش شنید. این کار به همت مهندس لطف الله میثمی که خود از فعالان سال های پر تلاطم انقلاب بوده در کتاب «یادی از یادآور علی میهن دوست » انجام گرفته و میثمی در آن در خلال بیان زندگی نامه و خاطرات خود از  علی میهن دوست به نقل تاریخ شفاهی آن دوران و فضای حاکم بر آن سال ها نیز پر داخته است.

میثمی خود در معرفی کتاب چنین نوشته است :

 

زمستان سال 1348 بود كه به اتفاق مهدي به خانه اي در خيابان جمالزاده جنوبي رفتيم. اين خانه در انتهاي كوچه اي بن بست قرار داشت. وارد خانه كه شديم، علي به استقبال ما آمد. خانه ساده اي بود و از آراستگي خانه ميشد حدس زد كه علي با همسرش زندگي ميكند. من فاميلي علي را نميدانستم، ولي بچه ها به او "علي عقيدتي" ميگفتند. چندين بار هم در كوهپيمايي به طرف توچال، همراه ديگر برادران او را ديده بودم.

به هرحال او از آن لحظه، مسئول عقيدتي ما شد. در ديدارهايي برنامه ريزي شده، كتاب "راه طي شده" مرحوم مهندس بازرگان را با او ميخوانديم و به پرسشهاي زيادي كه در سه دوره طراحي شده بود پاسخ مي داديم.

 

در اين كتاب از توحيد، نبوت و معاد براساس آيات قرآني سخن رفته بود. در كنار آن، كتاب "ذره بيانتها" را هم بازخواني ميكرديم. علي جوهره اين كتاب را اينگونه براي ما توضيح ميداد كه مهندس بازرگان براساس اصل دوم ترموديناميك، يعني اصل آنتروپي يا انحطاط انرژي كه اصلي است جهانشمول، چنين بيان كرده كه جهان بايد رو به زوال برود، ولي عليرغم آن ملاحظه ميكنيم كه سراسر جهان در حال رشد، گسترش و تكامل است و از اين دو گزاره بود كه به اراده خداوند ميرسيد.

 

مهندس در اين كتاب، تئوري "جهان سه عنصري" معروف خود، يعني "ماده ـ انرژي ـ اراده" را مطرح كرده بود. در كنار مطالعه اين دو كتاب، علي پانزده نقد به كتاب اصول مقدماتي فلسفه، نوشته ژرژ پوليتسر زده بود كه آنها را براي ما شرح ميداد. پس از ضربه شهريور سال 1350، در بند يك از زندان عمومي اوين بودم كه علي ميهن دوست وارد شد. وقتي با او روبوسي كردم، متوجه شدم كه تمام كت و شلوار او بوي نم ميدهد. علتش هم اين بود كه او را چندي در سلولهاي انفرادي قسمت فوقاني اوين نگهداشته بودند؛ سلولهايي كه پنجرهاي به بيرون نداشت و آنچنان نمور بود كه كف آن علف سبز شده بود. اين سلولها 25 واحد و سمبل جشنهاي دوهزاروپانصدساله شاهنشاهي بودند.

 

علي ميهن دوست، در زمستان سال 1350 در بيدادگاه نظامي شاه با دفاعيات  ايدئولوژيك خود، آنچنان درخشيد كه سزاوار يك مجاهد مسلمان بود. دفاعيات او برمبناي آيات قرآن تنظيم شده بود (كه در پايان همين كتاب به نظر خوانندگان خواهد رسيد.) چرا كه علي با روحيه اي قرآني، بيشتر آيات را در حافظه داشت و من از انديشه هاي او در قرآن پژوهي، درسهاي بسياري گرفتم.

 

در همين دادگاه بود كه وي خطاب به دادستان، با خشمي انقلابي گفت: "اگر اسلحه داشتم، تو را ميكشتم". اين جمله او بر سر زبانها افتاد و ياد شجاعت و جان بركفي او را جاودانه ساخت.

 

مهندس علي ميهن دوست، در سحرگاه 31 فروردين ماه سال 1351 به اتفاق برادران همرزمش مهندس علي باكري، مهندس ناصر صادق و محمد بازرگاني در ميدان چيتگر اعدام شدند و شهد شهادت نوشيدند.

 من در زمستان 1354، پس از گذراندن 16 ماه سلول انفرادي و بي خبري به قرنطينه زندان قصر انتقال يافتم. همانجا بود كه متوجه تغيير ايدئولوژي در بخش عظيمي از كادرهاي سازمان شدم و ديدم سازماني كه چنان ماهيت قرآني و ايمان ديني داشت، از راه اسلامي بنيانگذاران و شهيد علي ميهن دوست فرسنگها فاصله گرفته است. آن روز با خود ميگفتم اي كاش علي زنده بود و اي كاش بنيانگذاران زنده بودند تا راهي را كه در تاريكي هاي طاغوت آغاز نموده بودند، به سر منزل مقصود ميرساندند.

 همسر او زنده ياد زري آملي در مراسم پس از شهادت او لباس سرخ پوشيد تا دژخيمان ساواك، حسرت سوگواركردن و عزادار ديدن خانواده شهدا را به گور ببرند.

 

يادشان همواره جاودان  

و راهشان هميشه

پررهرو باد

لطف الله ميثمي

 

     فرستاده شده توسط:« الما »