ميرا /كريستوفر فرانك / ترجمه : ليلي گلستان/ نشر بازتاب نگار

 

مختصر مفید می خوام بگم فقط این کتاب رو بخونید ، وسعت دید پیدا خواهید کرد ،قدرت ذهن خودتون رو ببرید بالا. 91 صفحه است، چاپ پنجم 1385، قیمت 1200تومان.
    شادی من کدام است اگر تمام دست ها
    حتا دست های ناپاک بتوانند آلوده اش کنند این راند 

امروز هم پیاده روی کنید تاکسی را فراموش کنید با میرا زندگی کنید تا نا میرا بمانید .

       «اخترک 0098»

24 آبان ، روز كتاب و كتابخواني

 

      امروز به عنوان روز كتاب و كتابخواني نامگذاري شده و شايد بهانه ي خوبي باشه براي فكر كردن به كتاب هايي كه مي خواستيم بخونيم و نخونديم و يا كتاب هايي كه فكر ميكرديم بايد بخونيم و نخونديم  و مهمتر ، فكر كردن به اين كه همين كتابايي كه خونديم چقدر تو زندگيمون تاثير داشته، تو ديد و تفكرمون، و چند تا از كتابايي كه خونديم ،اصلا چيزي داشتن براي فكر كردن و فهميدن و چند تا فقط بدرد فيلمنامه ي يك فيلم پرفروش فانتزي مي خوردند. روند زندگي روزمره مون شايد داره يك زنگ خطر رو به صدا در مياره كه داريم كم كم توي هياهو و سرسام زندگي مدرن گم مي شويم و گم مي كنيم خودمونو ، زندگي مدرني كه همه چيزو حاضر و آماده مي خواد، بدون فوت كمترين وقت و صبري نداره حتي به اندازه  يك كتاب. در اين بين اگر صفي هم براي خريد كتابي بوجود مياد چيزي از نوع هري پاتره ،هري پاتري كه اين روزها «بادبادك باز» و كتاب هاي كوئيلو و ماركز هم بهش اضافه شده و يا «ناطور دشت» و «مزرعه حيوانات» كه بايد تو  كتابخونه هر كسي باشه.و اگر بخوايم با خودمون صادق باشيم بايد گفت كه  حتي چاپهاي متعدد « عاليجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری» هم بيشتر ناشي از يك هري پاتر سياسي بود تا «عطش ماندگار يك فرهنگ مكتوب» . 

 

پ.ن. : بعد از اينكه اين مطلبو نوشتم تعدادي از دوستان گفتند كه منظور تو از اين نوشته اين بوده كه كتابايي كه اسم بردي سطحي و كم محتوا هستند، در جواب بايد بگم كه به هيچ وجه چنين منظوري نداشتم و اگه چنين چيزي از اين مطلب استنباط مي شه منو ببخشيد ، حتي بايد بگم كه مثلا ناطور دشت جزو يكي از بهترين رمانهايي كه تا به حال خوندم و يا مزرعه حيوانات كتاب فوق العاده اي بود (در جواب مجيد خان) ، ولي يك سئوال داشتم: اگه تو جامعه ي ما چنين رويكرد همه گيري به سمت كتاب هاي خوب و گرانقدر وجود داره پس چرا آمار كتابخوني جامعه ي ما نسبت به كشورهاي ديگه اينقدر پايينه ؟!

 

 

 

آدم ها واسب ها / مجید نوایی

 

 

"این قصه را الم باید که از قلم هیچ نیاید"  عین القضات

 

       هرچی سعی کردم دیدم معرفی این کتاب از من ساخته نیست انگار این معرفی یه جور معرفتی می خواد که من هنوز ندارم ، به همین دلیل تصمیم گرفتم با قسمت هایی از خود کتاب معرفیش کنم.:

 

       مهر مهراوه   "و لذت عشق را زمانی در ک خواهی کرد که بر شعله های عشق بسوزی و بشکفی و سرزندگی شکوفه های سرخ باورت فریادی باشد از سر سپردگی قبیله انسان به مهر پس برخیز و اکنون که در غوغای خشم خروش جهان آمدن را تجربه کرده ای حیثیت و شرف عشق را نمادی باش نه از برای گوشه تنگ و تاریک تنهایی عافیت طلبانه ات بلکه از برای آنان که هستند و یا از پی تو می آیند"

 

       مردن های زیبا  " عظمت عشق وقتی به یکباره خود را بر آشیان دلی زند جنون تنها سرنوشت است و آن می کند که با حسین بن منصور کردند"

 

       قصه ی افرینش  " و دیر نباشد که زمین دهنه از عصیان کوه ها بر گیرد و عمر فرصتی یگانه تا....."

 

        مسافر تاریخ  " آن گاه که شیطان فرمان براند مرگ تنها واقعیت و یگانه سر نوشت محتوم است"

 

  کتاب پر از عظمت واژه هاست و پر از مفهوم هایی که روح انسان ها رو به حرکت در میاره  پیشنهاد می کنم حتما یه تورقی داشته باشین. ارزش حقیقی کتاب رو زمانی که خوندین متوجه میشین اما قیمت پشت جلدش 1300 تومنه.

 

 بر ما گذشت  نیک و بد  اما  تو  روزگار    فکری به حال خویش کن این روزگار نیست

 

           « مجيد خجسته »

 

گفتگو با خدا/ ریتا استریکلند/ ترجمه :علی محب خسروی/ انتشارات جیحون

پیامی پر از امید برای همه

شاید اسم این کتاب را بارها شنیده باشید یا نماهنگ آن را در اینترنت دیده باشید ولی شاید هم نه شنیده و نه دیده باشید! به گفته مترجم کتاب، در بیست و نهم ماه مه 2001، ریتا استریکلند نسخه ای از گفتگو با خدا را در سایت اینترنتی کلیسای محلش در ایالت آلاباما به نمایش گذاشت و هیچ تبلیغی هم برای آن نکرد. طی یک هفته پانصد هزار نفر از آن دیدن کردند که این رقم در مدت کوتاهی به چند میلیون رسید و هنوز هم روز به روز بیشتر می شود.( البته حتی اگر راست بگویند فقط یک حریف دست گرمی برای باشگاه کتاب محسوب می شوند! اون آماری که تو وبلاگ خورده نشان دهنده فروتنی و شکسته نفسی بچه های باشگاه کتاب است!!)

متن کتاب به قدری کوتاه است که میتوانم همین جا آن را بنویسم ولی این کار را نمی کنم تا خودتان کتاب را بخرید. همچنین برای دیدن نماهنگ آن می توانید به آدرس زیر مراجعه کنید:

http://www.theinterviewwithgod.com

البته نماهنگ فوق به زبان انگلیسی نمایش داده می شود. نماهنگ های به زبان فارسی هم در اینترنت به وفور یافت می شود که با توجه به ترجمه های نه چندان خوبشان ترجیح می دهم معرفی شان نکنم. البته( خفه شدم بس که گفتم البته) ترجمه خود کتاب روان و سلیس است. قبلا که قیمتش 2000 تومان بود، الان را نمی دانم.

 

رویاهای اينشتین /آلن لایتمن/ ترجمه :مهتاب مظلومان /نشر چشمه ..چاپ دوم تابستان 1379

 

یکی از کتاب هایی که در 2 سال اخیر 3 بار خوندمش و میشه نام شاهکار رو بر روش گذاشت ،توصیه می کنم بخونینش حتما

     رویای اينشتین نگاه شاعرانه و کنجکاوانه ای است به معنای وجود زمان ، بازی زمان . ساکنان دنیایی که لایتمن با زبان ساده و لطیف غیر واقعی بودنشان را باور پذیر میکند ، دنیایی که هر کدام از ما شاید لحظه هایی را درونش سپری کردیم بی اختیار، دنیایی که فردایی ندارد ، بر روی گذشته و خاطره بنا شده است . زمان چهره های متفاوتی دارد نه همین یک بعدی که ما با آن درگیریم .
     112 صفحه است حوصله آدم رو سر که نمی بره تازه مشتاق تر هم می کنه، قیمتش 600 تومانه.  یه روز پیاده روی کنید تاکسی رو فراموش کنید در عوض با این کتاب به منزل بروید ، قول میدم با دقت و تمرکز بخونینش دگرگون می شه نگاهتون.

     « اخترك ۰۰۹۸ »

از : « شمشير ... »

    امشب به شعري از نصرت رحماني برخوردم ، شعري در مورد كتاب و خيلي مناسب ديدم اينجا بيارمش :

 

ما در كتابها بيهوده پرسه زديم

                           هيچ نفهميديم.

كلمات را چون سقز ، بيهوده سق زديم.

                            هيچ نفهميديم.

ما شيشه هاي عينكمان را قطور مي كرديم

ما ناشناخته چه كارها كه نكرديم با ذهن و با كلام

 

چرا كه اول كلام بود

آينده را به كودكان سر كوي باختيم

و در ميان موج كلام اسب تاختيم

در دريا « كنت مونت كريستو » شديم

در خشكي « پاردايانها »

 

برخي كتابها چيزي نداشت بفهميم

برخي چيزي داشت كه ما نفهميديم

نفهميديم

هنگام عاشقي ، انسان چرا با كتاب

هم آغوش مي شود

آيا كتاب مُسكّن اين بيماري خطرناك است

يا اينكه ناقل آن

كتاب ،اين اعتياد زمين گير؟

 

در چهارده سالگي با حافظ آشنا بودم

آن روزها كه درك نمي كردمش

ديوانه وار مي سوختم ميان كوچه باغ غزلهايش

 

امروز بالشي است ، و گه گه تفالي

به خواندن « ني نامه » « مولا » معتادم

با خواندنش احساس مي كنم « نوستالژي » چيست

و ميكروب آنرا در گاهواره ي من كشت كرده اند.

 

« صادق » هفده بيت اول آن را

از « سمفوني پنج » « بتهوون » بزرگتر دانست.

« صادق » خلف ترين فرزند عشق بود

و به ديوار قرن بسته ي تاريك ، پنجره اي باز كرد

تا آفتاب بتابد

و « نيما » يادش بخير

دست مرا گرفت به كهكشان معرفي ام كرد!

 

كتابهائي هست كه به خواندنش نمي ارزد

كتابهائي هست كه بايد از بر كرد

« بيكن » فيلسوف دزد انگليسي گفته است:

بعضي كتابها را بايد چشيد

و برخي را،

بايد با حمله ي حريصانه اي بلعيد

تنها كتابهاي نادري هستند كه بايد خوب

                            آنها را جويد و هضم كرد

 

آري كتابهائي هست ،

كه بايد هميشه خواند چو « حافظ » و « مولوي »

كتابهائي هست كه بايد

با خود به قصر آيينه برد چو « بوف كور »

اما كتابي نيست كه بتوان آن را سوزاند

مگر كه « اسكندر » باشي

يا ....

 

 

دریا پری کاکل زری/ گلی ترقی

                                                

گلی ترقی رو که میشناسید همه.اصلا مگه میشه ادم کتابخون باشه و نشناسه گلی ترقی رو.

 این کتاب یه کتاب شعره کوچیکه که حداکثر ۱ ساعته تموم میشه ولی تو همون یه ساعت غرقت میکنه تو عالم کودکیت توی عالم اون پری دریایی که خسته شده از این که بمونه تو دریا میخواد بیاد تو خشکی میخواد ببینه چه خبره تو خشکی میخواد بیاد بگرده بچرخه بازی کنه خلاصه میخواد خوش بگذرونه البته نمیدونه اینجا خبری نیست.                                                                                                  

پا شم برم به بندر    به کافه ی غضنفر     به سینماعروسی    کلاس انگلیسی    دنیای ادمیزاد درخت وخورشیدوباد          كنار مردم پاك           خونه كنم توي خاك

مياد تو خشكي پيش مردم خيلييييييييييي پاك و همون اول كار ميفته تو دام عاشقي و بقيشم مال خودتون.

فكر نكنين مال بچه هاست اول كتاب نوشته:براي بچه هاي بزرگ و بزرگهاي بچه.در ضمن خانوم ترقي خودش زحمت نقاشيهاي كتابو كشيده كه خيلي هم بامزست و   نشر و پژوهش فرزان هم چاپش كرده با قيمت ناقابل ۱۰۰۰ تومان.

 

قصه هاي شيخ اشراق /شهاب الدين سهروردي/ نشر مركز

 

 

 

 حتماً تا به حال اسامي داستان هايي چون آواز پر جبرئيل، صفير سيمرغ و يا عقل سرخ به گوشتون خورده ، اينها چند تا از داستان هاي فلسفي و عرفاني سهروردي يا همون شيخ اشراق هستند كه به «رساله هاي عرفاني» شيخ اشراق معروف هستند، در اينجا بهتر ميبينم بخشي از مقدمه ي كتاب رو در اين مورد بيارم : «رساله هاي عرفاني شيخ اشراق با وجود پيچيدگي و رمزآميز بودنشان ،قبل از هر چيز قصه اند- قصه هاي كوتاه خوش ساختي كه بي آن كه زير آوار ايده ها و مفاهيم عميق فلسفي و عرفاني رنگ ببازند، به استقلال و به خودي خود وجود دارند و با كمال قدرت و صلابت وجود خود را به اثبات مي رسانند. اين قصه ها به خاطر ابلاغ ايده هاي فلسفي و عرفاني پيچيده اي بوجود نيامده اند كه بشود آنها را به صورتهاي ديگري هم بيان كرد، بل كه زاييده ي ذهن خلاق فيلسوف و عارف بزرگي اند كه در عين حال قصه نويس برجسته اي هم هست. و اگر بخواهيم حق مطلب را ادا كنيم ، بايد بگوييم كه نبوغ اين مرد بزرگ بيشتر از هر جاي ديگري در اين قصه هاست كه تجلي مي يابد .قصه هاي شيخ اشراق از نطر خوش ساختي و ايجاز با بهترين نمونه هاي داستان كوتاه قرن بيستم ميلادي قابل مقايسه اند. شروع مطلب در هر يك از اين قصه ها چنان استادانه و ميخكوب كننده است كه حتي نظير آن را دربهترين داستان هاي كوتاه معاصرمان هم به ندرت مي بينيم» .

     «قصه هاي شيخ اشراق» مجموعه ي 8 داستان :قصه ي مرغان،عقل سرخ ،في حالت طفوليت ، روزي با جماعت صوفيان، آواز پر جبرئيل، لغت موران ،صفير سيمرغ و في حقيقت عشق است . در اين داستان ها موضوعات فلسفي و عرفاني پيچيده كه در «آواز پر جبرئيل» به اوج پيچيدگي مي رسد با زباني ساده، بي تكلف و به گوياترين و دلچسب ترين صورت ممكن بيان شده اند، از بيان سير و سلوك معنوي در قالب پرواز دسته اي از مرغان در «قصه ي مرغان» تا ماجراي سه برادر به نامهاي «حُسن» ،«عشق» و«حُزن» و تلفيق آن با داستان يوسف و زليخا در «في حقيقت عشق».  خوبي كتاب در اين است كه كار از صافي فرد مسلط و آگاهي چون جعفر مدرس صادقي گذشته و مورد ويرايش و باز نويسي قرار گرفته ، بي آنكه در تماميت و سبك متن تغييري ايجاد شود.  در پايان خوندن اين كتابو به همه توصيه مي كنم .

انجیر های سرخ مزار /محمد حسین محمدی

 

« اخترك 0098» به تازگي به جمع دوستان باشگاه كتاب اضافه شده ، معرفي كتاب اين دفعه كار اوست، ما رو كه مي بيني از شادي در پوست خود نمي گنجيم از اين كه روز به روز بر تعداد دوستانمان افزوده ميشود!! خيلي لطف كردي اخترك ۰۰۹۸، ما منتظر كتاب هاي بيشتري هستيم! :

کتابی که هم اکنون دارم می خوانم و منو دیوونه کرده مجموعه داستان ادبیات افغانستان است به نام انجیر های سرخ مزار از محمد حسین محمدی و برنده ی جایزه ی بهترین مجمو عه داستان سال 1383 از بنیاد گلشیری ...انتشارات چشمه آن را در آورده با قیمت 1300 تومان ، چاپ سوم این کتاب هم به انتها دارد می رسد .
شامل 15 داستان کوتاه در فضایی تازه و نو و گروتسکی ازادبیات افغانستان است. کسانی که کارهای خالد حسینی را خوانده اند بی شک این مجموعه را می فهمند.

      « اخترك 0098»